X
تبلیغات
رایتل
دخترآبانی
  
 آن هنگام که چشم گشودم..............
 
آرشیو
 
جمعه 28 اردیبهشت 1386
اول سلام

وقتی تصمیم می گیری بنویسی خیلی سخته وقتی دنبال موضوع می گردی اولش عین اینکه توی لجن و آب کف یک رود خونه جاری دنبال طلا بگردی .نمیدونم بسته به شانسه یا سرنوشت اگر بفهمی چقدر اون زیر طلا خوابیده یا اینکه متوجه بشی هیچی نیست که دلتو بهش خوش کنی .

می دونی!این گشتنه با ارزشه چون بعضی ها اصلا نمی دونن لجن و رود خونه چیه ؟!طلا کدومه ؟!!یا گشتن به چه دردی می خوره !!ولی وایییییییی چه حالی می ده وقتی طلا رو پیدا می کنی  اونوقت سرتو می گیری بالا . تازه اون وقته که آسمونو با اون همه عظمتش می بینی که کلی ستاره داره بهت چشمک می زنه اونوقت خیلی       می تونی خوشبخت باشی چون هر بار با چشمک یک ستاره می تونی قلم بگیری دستت وبه بهترین حالتی که بلدی اونارو نقاشی کنی !!!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 55128


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها